الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
395
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
كلام - 221 از سخنان امام ( ع ) اين سخن را پس از تلاوت اين آيات « « أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ » » بيان فرموده . ( 407 . ) ( 408 . ) شگفتا ! چه هدف بسيار دورى ! و چه زيارت كنندگان غافلى ! و چه افتخار موهوم و رسوائى ! به ياد استخوانهاى پوسيده كسانى افتادهاند كه سالها است خاك شدهاند ، آن هم چه يادآورى ، آنها با اين فاصله به ياد تفاخر به كسانى افتادهاند ( كه هيچگونه سودى به حالشان نخواهد داشت ) آيا به خوابگاه ابدى پدران خويش افتخار مىكنند ؟ و يا با شمارش تعداد مردگان و نابود شدگان ، خود را بسيار مىشمرند ؟ ( گوئى ) خواهان بازگشت اجسادى هستند كه تار و پودشان از هم گسيخته ، و حركاتشان به سكون تبديل يافته ، ( اين اجساد پوسيده ) اگر مايه عبرت باشند سزاوارتر است تا باعث افتخار ! اگر با توجه به وضع آنان به آستانهء تواضع فرود آيند عاقلانهتر است تا آنان را وسيله سربلندى قرار دهند ! ( اما ) به آنها با چشمان كم سو نگاه انداختند و در اثر اين كوته بينى در درياى جهل و غرور فرو رفتند . اگر شرح حال آنان را از عرصههاى ويران آن ديار ، و خانههاى خالى بپرسند ، پاسخ خواهند داد ، در زمين گم شدند ( و بدنهاشان خاك ، و خاك آنها معلوم نيست در كجا پراكنده و جزء چه موجودى شده است ! ) ، شما نيز بعد از آنان در غرور و جهل قرار گرفتهايد ، بر جمجمهء آنها قدم مىگذاريد ، و بر اجساد آنها زراعت مىكنيد و از آنچه باقى گذاردهاند مىخوريد ، و در كهنه خانههاى آنها سكونت مىگزينيد ، و زمان در فاصله بين شما و آنها بر شما نوحهگرى و زارى مىكند . آنها پيش از شما به كام مرگ فرو رفتند و براى تعيين آبخورگاه از شما پيشى گرفتند ( آرى ) همانها كه داراى مقامهاى عزت و درجات افتخار بودند ، سلاطين بودند و يا رعاياى آنها . . .